براي اول بار در يك كشور خارجي مورد استفاده قرار گرفت و پول كاغذي چيني چاو در تبريز چاپ شد1 و اين نخستين مورد چاپ در كشورهاي اسلامي است‌. در آثار غربيان از قبيل‌ گيوم دو روبروكي (سيزدهم ـ 2)، راجر بيكن (سيزدهم ـ 2)، ماركوپولو (سيزدهم ـ 2)، هايتون‌ ارمني‌، ادوريكو پوردنونه‌، پگولوتي (هرسه چهاردهم ـ 1)، ابن‌بطوطه (چهاردهم ـ 2)، اشارات‌ فراواني به پول كاغذي وجود دارد، ولي اشارات در مورد چاپ آن روشن نيست‌، كه آنها را از كاغذهاي ممهور مشخص سازد. حتي آنها كه پول را ديده و در دست داشته‌اند (مانند ماركوپولو) به مهم‌ترين ويژگي آن از لحاظ فني توجه نكرده‌اند. عجيب است كه قديم‌ترين نمونه‌ٴ موجود از پول كاغذي چين تنها از دوره‌ٴ نخستين امپراتور مينگ‌، يعني هونگ وو (1366 ـ 1399) است‌، يعني احتمالاً از سال 1375، تاريخ تنها انتشار ثبت شده‌ٴ اسكناس در زمان او.2
انتشار پول كاغذي در سال‌هاي 1319 و 1327 در ژاپن انجام گرفت‌.
با اينكه نويسندگان شرقي‌، اعم از مسيحي و مسلمان نتوانسته‌اند تصوير دقيقي از چاپ‌ به‌دست بدهند، يك‌چنين گزارشي به‌وسيله‌ٴ دو تن از مورخان شرقي در عصر مورد بحث ما عرضه شده و اين هردو ايراني بودند. اولي رشيدالدين بود (متوفا 1318م‌/ 718 ه ق‌) و دومي داود بناكتي (متوفا 1329 م‌/ 730 ه ق‌). از آنجا كه دومي از روي اولي برداشته‌، اين‌ دو گزارش يكي است‌. اين شرح چنان مهم است كه ما آن را عيناً در اينجا نقل مي‌كنيم‌. بناكتي‌ از دقتي سخن مي‌گويد كه مورخان چيني در تأليف سال‌نامه‌هايشان به‌كار مي‌بردند و اضافه‌ مي‌كند:
((هر كتاب كه نزد ايشان معتبر افتاده خطاطي خوش‌نويس را حاضر كرده‌اند تا هر صفحه از آن‌ كتاب را به خطي پاكيزه بر لوحي نوشته است و تمامت دانندگان آن قسم به احتياط تمام مقابله و تصحيح آن كرده و نام خويش بر ظَـهر آن لوح مثبت گردانيده‌، آن‌گاه نقاران ماهر استاد را فرموده تا آن را نقادي كرده‌اند3 و چون از تمامت كتاب بر اين طريقه نسخت گرفته‌اند و بر هر يك عدد آن بر توالي نوشته‌، آن لوح‌ها را هم‌چون سكه‌ٴ دارالضرب در كيسه‌ها به مهر امنا به معتمدان معين‌ سپرده‌اند و در دكان‌هاي مخصوص به آن مصلحت‌، مضبوط نهاده و بر آن عمال تمغايي معين و مقرر گردانيده‌. به هر وقت كه كسي نسخه‌اي از آن خواهد، پيش آن جماعت رود و حقوق معين‌ ديواني و موٴونات آن بدهد. ايشان لوح‌هاي آن كتاب بيرون آرند و بر مثال سكه‌ٴ زر بر اوراق كاغذ


1 .در آن زمان تبريز در دست مغول بود، ازينرو موجب شگفتي نيست كه ايلخان از خان بزرگ در چين تقليد كرده باشد.
2 .تصوير آن در كتاب كارتر (ص 73، 1925) آمده است‌. فصل 11 آن (ص 70 ـ 81) به چاپ اسكناس اختصاص دارد. نمونه‌هاي چاو از حدود 1375 در موزه‌ٴ بريتانيا و در انجمن سكه‌شناسي نيويورك موجود است‌.
3 .ظاهراً بايد ((نقاران ماهر استاد... نقاري كرده‌...)) باشد و مصحح كتاب غلط خوانده است‌. ـ م‌.